و اما این بار...

  این بار دلم
نه براے آدمے ...
نه براے ملکے ...
نه براے عشقے ...
نه براے چیزے ...

که دلم براے خودم تنگ شده است

/ 8 نظر / 6 بازدید
فرناز

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی*توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن

selva

من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…!اگر نتوانستم سکوت میکنم…. عالیه...

م...

جواب سلام را با علیک بده جواب تشکر را با تواضع جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت…

نسیم

الهی.....دوستت فدات شه...

نسیم

منم دلم برا خوئم تنگه خودمه چند سال پیش نه خود الانم چه میشه کرد دله دیگه فرمونش دست ما نیست که...........راننده داره واسه خودش و همیشه وقتی با عقل تصادف میکنه مقصر شناخته هم نمیشه.

khazra....!!!

خوده خودت؟!!!!! دل داره میره اگه تونستی نیگهش دار!!! بی هیچ فرمان و دل بستگی...!!![گریه]

fh

سلام من شما رو لینک کردم خوشحال میشم توهم من رو به اسم دخملونه بلینکی ممنون وبتم عالیه[گل][گل] منتظرتم